تاریخ و شمار سفرهای حج خاقانی

مقاله متفاوت تاریخ و شمار سفرهای حج خاقانی نکات تازه‌ای را در باره زندگی این سخنور بزرگ زبان فارسی دربردارد که خواندن آن برای اهل ادبیات و فضل مفید خواهد بود. این مقاله در شماره ۵۷ نامه فرهنگستان  که اخیرا منتشر شده در دسترس است.

متن مقاله  با کلیک در اینجا خواندنی است.

نامهٔ فرهنگستان
(متن مقاله در این نشانی هم در دسترس است)

غرایب حافظ (راه ورزیدن)

روندگان طریقت ره بلا سپرند
رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز

ضبط مانوس بیت چنان‌که در چاپ غنی، قزوینی آمده و هاشم جاوید و خرمشاهی و سایه و نیساری نیز بر آن صحه نهاده‌اند، همین است که آوردیم، اما خانلری و رشید عیوضی ضبط  غریب مبتنی بر اقدم و اکثر نسخ  را پذیرفته‌اند که از این قرار است:

روندگان طریقت ره بلا ورزند…

ظاهرا علت استنکاف اکثر مصححان حافظ از پذیرش ضبط اقدم و اکثر نسخ همین غرابت آن است. آن‌ها ترجیح داده‌اند ضبط منفرد “ره بلا سپرند” را به دلیل مانوس بودن آن بپذیرند. سعید حمیدیان نوشته است:

“ره ورزیدن اگر معنی حقیقی و محسوس “راه” خواسته شود، همچون هر چیز محسوس دیگر، نمی‌تواند با فعل ورزیدن (= عمل کردن) همراه گردد، اما به معنی مجازی و معقول ( طریق، طریقت، سلک و غیره) قابل “ورزیدن” خواهد بود…

بعید نیست که خود شاعر یا کاتبان بعدا، و شاید برای احتراز از مساله یادشده، آن را تغییر داده باشند.”

به نظر می‌رسد که ورزیدن به معنی “در پیش گرفتن و اهتمام ورزیدن به امری” نیز هست، چنان‌که در این بیت دیگر از حافظ آمده است:

سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را به ملک دیگر اندازیم

اما “ورزیدن راه و طریق” به معنی در پیش گرفتن آن، در متون پیش از حافظ شواهد متعدد دارد که نشان می‌دهد این تعبیر در روزگار حافظ، به خلاف امروز غرابتی نداشته و طبعا، ضرورتی هم وجود نداشته که خود شاعر دست به ترکیب بیت خود بزند، و باز هم هر چه رخ داده کار کاتبان و مصححان بعدی بوده که تلاش کرده‌اند قربتا الی الله ضبط آشناتری به خلایق تقدیم کنند.

تعبیر “طریق ورزیدن” که همان “راه ورزیدن” حافظ است، از باب نمونه، در این بیت عطار نیز آمده است:

طریق صوفیان ورزم ولیکن از صفا دورم
صفا کی باشدم چون من سر خمار می‌دارم

دستمال کاغذی در ایران قدیم

تصور همۀ ما این است که دستمال کاغذی پدیده و کالایی است که ما در چند دهۀ اخیر و به برکت آشنایی با تمدن جدید با آن آشنا شده‌ایم. امّا شواهدی که در متون کهن سخنوران فارسی برجای مانده نشان می‌دهد که دست کم پادشاهان قدیم ایران، و لابد کسانی که دستشان به دهانشان می‌رسیده، بر سر سفره برای تمیز کردن دست و دهان خودشان از نوعی دستمال کاغذی استفاده می‌کرده‌اند.

شاید نخستین سندی که در این زمینه در دست داریم یک نامۀ عربی مفصل از خاقانی شروانی، شاعر بزرگ قرن ششم است. او این نامه را به یکی از بزرگان و عالمان و عارفان ایرانی به نام قطب‌الدّین ابهری نوشته است. رابطۀ خاقانی و قطب‌الدّین ابهری رابطه‌ای جدّی و صمیمانه بوده است. خاقانی علاوه بر این نامۀ عربی که به دست این حقیر و یاری یکی از دوستان دانشجو تصحیح شده و در آستانۀ انتشار است، یک نامۀ فارسی مبسوط هم به زبان فارسی به قطب‌الدّین ابهری دارد که در منشئات چاپ استاد محمّد روشن نقل شده است. این هر دو نامه از لحاظ شناخت خاقانی و  قطب‌الدّین ابهری و روزگار و زمانۀ این دو دارای اهمیّت است.

باری، خاقانی در بخشی از نامۀ عربی خود به توصیف کاغذهایی می‌پردازد که در خونج یا خونه، از شهرهای آذربایجان قدیم و در نزدیکی شهر میانه، تولید می‌شده و پادشاهان، از فرط لطافت، از آن برای پاک کردن دهان خویش در هنگام نشستن بر سفرۀ طعام بهره می‌برده‌اند. نوشتۀ خاقانی، علاوه بر این از لحاظ پیشینۀ صنعت کاغذسازی در آذربایجان نیز اهمیّت دارد، چرا که در آن به چهار مرکز مهمّ تولید کاغذ که در آن روزگار شامل شام و بغداد و سمرقند و همین شهر خونج بوده نیز اشاره می‌کند.

امّا همین اطّلاع در زمینۀ استفاده از کاغذ به عنوان دستمال در جوامع‌الحکایات عوفی، از آثار قرن هفتم، نیز تکرار شده است؛ آنجا که در شرح ماجرایی از زندگی سلطان غزنوی می‌نویسد:

مردک آن بساط بازکشید و دستار خوان بگسترد و نان پاکیزه بر آنجا نهاد و آن دو سر را فروافشاند و ترب و تره بر روی آن ریخت و نمک به دو جا بریخت. چون او و وزیر آنجا رسیدند لشکر از ایشان دور بود، آن مرد برخاست و گفت: ای خداوند به روان امیر سبکتگین که فرودآیی و یک لقمه طعام بر نمک زنی. سلطان را چون سوگند داد و گرسنه بود پیاده شد و با [احمد] حسن میمندی آنجا بنشستند و آن طعام خوردن گرفتند. و چون از آن فارغ شدند پارۀ کاغذ بدیشان داد تا دست و دهان پاک کردند، و آن دستار خوان گرد آورد، و آن کاغذ شکر و بادام مغز پیش ایشان نهاد و از آن صراحی شراب در پیاله کرد و بخورد، آنگاه پیاله را بشست.

بنابر این بی‌آنکه خواسته باشیم به شیوۀ برخی باستانگرایان معاصر ریشۀ همه رسوم و کالاها و پدیده‌های روزگار مدرن، اعم از والنتاین و کراوات و پیتزا و …را به گذشتگان خودمان نسبت بدهیم و مدّعی شویم که دیگران، چه بسا، این پدیده‌ها را از ما ربوده‌اند، می‌توانیم بر اساس شواهد یادشده و مستندات دیگری از این دست نشان بدهیم که دستمال کاغذی در گذشتۀ ما مسبوق به سابقه است. این در حالی است که بر اساس محتویات ویکیپدیا تولید دستمال کاغذی “کلینیکس” که ظاهراً نخستین و مشهورترین برند دستمال کاغذی در جهان است از سال ۱۹۲۴ م فراتر نمی‌رود!

پیشگامان شعر فارسی منتشر شد

پیشگامان شعر فارسی که یک کتاب درسی برای مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فارسی است منتشر شد.

روی جلد اثر کاری است از استاد فرزاد ادیبی.

این کتاب در نمایشگاه کتاب در غرفه انتشارات سمت عرضه خواهد شد.

پیشگامان شعر فارسی

غرایب حافظ (مرغان قاف)

باز ارچه گاه‌گاهی بر سر نهد کلاهی
مرغان قاف دانند آیین پادشاهی

این بیت حافظ نکات لطیفی دارد که پیشتر به آن‌ها پرداخته شده است، مثل رابطه باز و  کلاه و رابطه باز و سیمرغ و کلاه و پادشاهی و “کلاه گاه‌گاهی” که نوعی کلاه صوفیانه بوده، هرچند این اصطلاح را تاکنون در آثار پیش از حافظ ندیده‌ام و عمدتاَ مربوط به شعر دوره هندی است و … اما پرسشی که ذهن را مشغول می‌کند این است که مگر ما در جهان و در کوه قاف اساطیر چند سیمرغ داریم که حافظ “مرغان قاف” فرموده است!

از میان شارحان حافظ تنها استاد حمیدیان را دیده‌ام که به این نکته بذل توجه فرموده و نوشته‌اند:

مرغان قاف مراد سیمرغ است و جمع به معنی مفرد، زیرا بنابر مشهور در کوه قاف هیچ مرغی به‌جز سیمرغ ماوا ندارد. استعمال جمع به جای مفرد، مطابق قواعد علم معانی، دلایل مختلفی دارد، و در این مورد می‌توان گفت که چون فاعل مفرد زیاده بدیهی و شناخته است جمع بسته شده است.

در نقد این دیدگاه می‌توان گفت که جمع بستن مرغ قاف در اینجا شبیه جمع بستن اسامی اعلام است و  قدما هرگز اسامی اعلام را جمع نمی‌بسته‌اند و این کار را منطقی نمی‌شمردند و تعبیراتی چون سعدی‌ها و فردوسی‌ها و حافظ‌ها که امروزه رواج دارد تحت تاثیر زبان‌های بیگانه شکل گرفته و سابقه چندانی در زبان فارسی ندارد.زیرا از نظر آنان ما یک سعدی و یک فردوسی و یک حافظ و…بیشتر نداشته‌ایم و جمع بستن این اسم‌ها نمی‌تواند درست باشد. البته معاصران نیز این کار را با نوعی تجوز صحیح می‌شمارند و مثلا سعدی‌ها و فردوسی‌ها و حافظ‌ها را به معنی کسانی از قبیل سعدی و فردوسی و حافظ معنی می‌کنند، بنابر این از نظر قدما  استعمال جمع به جای مفرد، باوجود ندرت و شذوذ آن، تنها در نهادهایی مجاز بوده که اسم علم یا شبیه به آن نباشند.

حالا بعد از این مقدمه به سراغ بیت حافظ برویم و اشکال مطرح شده را پاسخ بدهیم. پاسخ این است که اساسا این سخن که هیچ مرغی به‌جز سیمرغ در کوه قاف ماوا ندارد سخن درستی نیست و اینچنین نیست که سیمرغ تنها یکی باشد و بس و آنچه در این زمینه تصور می‌شود، چنان‌که در سخن استاد حمیدیان هم آمده، تنها یک تصور مشهور است. دست کم بر اساس همه دیدگاه‌هایی که در زمینه سیمرغ وجود دارد این‌چنین نیست که عنقا یا سیمرغ در سراسر هستی فرد و یگانه باشد. بر اساس دیدگاه‌های سهروردی ماجرا از قرار دیگری است:

پیر را پرسیدم که گویی در جهان یک سیمرغ بوده است ؟ گفت آن‌که نداند چنین پندارد و اگرنه هر زمان سیمرغی از درخت طوبی به زمین آید و این‌که در زمین بوده منعدم شود…چنان‌که هر زمان سیمرغی بیاید.

گمان می‌کنم این نکته یکی از وجوه تاثیرپذیری حافظ از شیخ اشراق باشد.

درس گفتار خاقانی در شهر کتاب برگزار شد

درس گفتار خاقانی چهارشنبه ۲۳ دی ماه در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. گزارش تصویری این جلسه را در این نشانی و خلاصه ای از متن سخنرانی را در زمینه باورهای رایج و غلط در مورد خاقانی در اینجا ببینید.

درس گفتار خاقانی در شهر کتاب برگزار شد

رونمایی نقد صیرفیان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

رونمایی نقد صیرفیان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

مراسم رونمایی کتاب نقد صیرفیان پنجشنبه ۱۲ شهریور در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

در این مراسم  اعضای شورای مرکزی بررسی متون و جمعی از استادان برجسته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاههای مختلف کشور حضور داشتند.

استاد دکترعباس ماهیار، استاد محمد روشن، دکتر حسینعلی قبادی، سرپرست پژوهشگاه، دکتر حکیمه دبیران، دکتر  مجتبی منشی زاده، دکتر رحمان مشتاق مهر، دکتر محمدرضا سنگری، دکتر محمدرضا موحدی، دکتر عیسی امن خانی، دکتر مهدی زرقانی، دکتر محمود بشیری، دکتر مجتبی بشردوست، دکتر مریم عاملی رضایی، دکتر زهرا پارساپور، دکتر مریم صادقی گیوی و جمعی دیگر از صاحب نظران از حاضران در این مراسم بودند.

متن خبر را در وبگاه پژوهشگاه در اینجا ببینید.

رونمایی نقد صیرفیان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

کارنامه خاقانی شناسی معاصر در نقد صیرفیان

مرکز پژوهشی میراث مکتوب در معرفی نقد صیرفیان نوشت:

کارنامۀ خاقانی شناسی معاصر در نقد صیرفیان

میراث مکتوب – کارنامۀ خاقانی شناسی معاصر فهرست نسبتاً بلندی است از آثار خوب و متوسط و قابل دفاع؛ البته آثار ضعیف هم طبق معمول هستند و خودنمایی می کنند. در سال های اخیر، به ویژه دهه های هفتاد و هشتاد، شاهد رویکرد جدی تری به خاقانی شناسی در عرصۀ تحقیقات دانشگاهی هستیم. مقالات پر تعداد، رساله ها و پایان نامه های متعدد قابل دفاع ، کتاب های مفید، کلاس های سودمند و چند نشست علمی همۀ این ها قرائنی است امیدوارکننده که شاید نویدبخش تحولی در عرصۀ تحقیقات دانشگاهی هم باشد.

نقد صیرفیان

آنچه در این اثر آمده بخشی از یادداشت های نگارنده است در حاشیۀ شماری از خاقانی شناسی معاصر. مؤلف در این نوشته ها کوشیده است در حد توان، جانب تتمیم و تکمیل بحث و عرضۀ دیدگاه های تازه بر جانب نقد غلبه داشته باشد. هرجا که انتقادی ضروری بوده کوشیده است با صراحت و همراه با مستندات لازم و البته در عین حفظ احترام صاحب اثر و پرهیز از زبان گزنده، که از آفات ادبیات و نقد ژورنالیستی معاصر است به بیان آن می پردازد.

در این اثر می‌توان از رهگذر نقد و بررسی هفت اثر از خاقانی‌شناسان این روزگار یعنی دکتر سیدضیاالدین سجادی و دکتر نصرالله امامی و دکتر میرجلال‌الدین کزازیو دکتر معصومه معدن‌کن و دکتر محمد استعلامی با فراز و فرود خاقانی‌شناسی معاصر آشنا شد.

محور اصلی مقالۀ نخست که نقد فرهنگ مرحوم سجادی است بر ملاحظات لغوی و پایۀ نقد کتاب دوم که نوشتۀ استاد نصرالله امامی است بر ملاحظات تاریخی استوار است. نقد پنج اثر بعدی نیز عمدتاً ملاحظات ادبی و ذکر دقایق و ظرایف سخن خاقانی را در نظر دارد؛ اما گاه به ضرورت به مباحثی در حوزۀ تاریخ زندگی و شخصیت شناسی او و بیان روابطش با مردم هم روزگارش، اعم از پادشاهان و امیران و وزیران و شاعران دیگر می پردازد. در مجموع خواننده در لابه لای صفحات این کتاب با عمدۀ مباحث مناقشه انگیز حوزۀ خاقانی شناسی آشنا می شودو خواهد توانست به داوری برسد و حقیقت مطلب را، با توجه به سخنان مؤلفان آثار مورد نقد و ملاحظات مطرح شده پیرامون آن، کشف کند یا دست کم به احاطۀ علمی لازم درباب موضوع دست یابد.

مؤلف در بخش آخر نیز در بخشی کوتاه، اما مستقل به جمع بندی ملاحظات و نکات مطرح شده و نوعی آسیب شناسی کلی در زمنیۀ تحقیقات خاقانی شناسی پرداخته است.

فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

پیش گفتار

مقدمه

نقد و تکمله ای بر فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی شروانی

نقد و تکمله ای بر مباحث تاریخی ارمغان صبح

نقد و تکمله ای بر سراچۀ آوا و رنگ

نقد و تکمله ای بر گزارش دشواریهای دیوان خاقانی

نقد و تکمله ای بر بساط قلندر

نقد و تکمله ای بر جام عروس خاوری

نقد و تکمله ای بر نقد و شرح قصاید خاقانی

مؤخره

منابع

نمایه

ترکی: محمدرضا، نقد صیرفیان (فراز و فرود خاقانی شناسی معاصر)، تهران، سخن با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۵۰۵ صفحه، شمارگان: ۱۱۰۰ نسخه، قطع: وزیری، بها:۳۵۰۰۰۰ ریال، ۱۳۹۴٫

لینک مطلب http://mirasmaktoob.ir/fa/news/4817

دریچه ای به تار و پود خلوت شاعر، تحلیل و بررسی بغض در نواحی لبخند

بغض در نواحی لبخند

روزنامه آفتاب یزد، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴ در نوشته ای از آقای رضا بردستانی به تحلیل و بررسی مجموعه شعر من با عنوان بغض در نواحی لبخند پرداخت. با تشکر از نویسنده محترم متن مقاله را  در ادامه مطلب ملاحظه بفرمایید.

Continue reading

معرفی نقد صیرفیان در نشست صمیمانه میراث مکتوب

نقد صیرفیان

سی و یکمین دیدار دوستانۀ مرکز پژوهشی میراث مکتوب

میراث مکتوب – سی و یکمین دیدار دوستانۀ مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ظهر امروز ۲۸ مرداد، در این مرکز برگزار شد. دکتر مهدی محقق، دکتر عباس ماهیار، منوچهر صدوقی سها، دکتر محمدرضا ترکی، استاد عبدالحسن بصیره، دکتر محمود جعفری دهقی، دکتر علی اشرف صادقی، دکتر ابوالقاسم امامی، استاد محمد روشن، دکتر توفیق سبحانی، دکتر نصرالله صالحی، سید سعید میرمحمدصادق، سعید شفیعیون، فزراد ضیایی حبیب آبادی، علی اصغر محمدخانی، سید عبدالرضا موسوی طبری، افشین داورپناه  و … از حاضران در این دیدار دوستانه بودند.

در این مراسم دکتر محمدرضا ترکی دربارۀ کتاب نقد صیرفیان (فراز و فرود خاقانی شناسی معاصر)، دکتر محسن معینی دربارۀ کتاب دستور سخن و امیراسماعیل آذر دربارۀ دو کتاب الهی نامۀ عطار در نظریۀ معناشناسی آلژیر گرمس و شکل شناسی ژرار ژنت و نظریه های پسا استعماری با نگرش به «غرب زدگی» جلال آل احمد برای حاضران سخن گفتند.

گزارش این نشست را در اینجا ببینید.